پیرمرد

سلام...

امروز هم برای دومین بار با یه صدای ترسناک از طرف پنجره رو به کوچه مواجه شدم ..صداش آنقدر عجیب و وحشتناک بود که انگار کسی داره تو آب غرق میشه....پنجره رو باز کردم دیدم همون نون خشکیه یک ماه پیشه ...

اقتصاد نوشت:

...we spend more. but have less...we buy more. but enjoy it less

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم...بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم..

اجتماع نوشت:

ما تا ماه رفته وبرگشته ایم ..اما قادر نیستیم برای دیدن همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم..

پی نوشت:

کسی از وبلاگ " من نمی خوام بزرگ شم" خبر داره؟؟

پی نوشت2: عید مبعث مبارک باد..

 

/ 13 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنی

ما که تا ماه نرفتیم حالا اگه شما رفتین خوش به حالتون [نیشخند]

دلارام

این نظر 7ام واااااااااه؟ ما که اول شدیم این نوشته ها نبود؟[متفکر]

دلارام

به به 8ام هم که شدم[نیشخند][هورا]

دلارام

من هرچی میخونم این اقتصاد نوشت رو نمیفهمم؟ یا سن من کمه هنوز یا خب نمیفهمم دیگه شما که رشتتون اینه بیا واسه ما توضیح بده[لبخند] خب ماه خطر نداره اما اون ور خیابون ممکنه ماشین بزنه بهت[زبان] پریسا همه مطالبش رو پاک کرده جواب تلفن هم نمیده[گریه][گریه][نگران]

نازنین

باز خوبه شما سرتو میبری بیرون ببینی کیه بقیه که اینکارم نمیکنن

دلارام

مرسی فهمیدم دیگه دعا میکنم اول ارشد بعد دکترا و تاااااااااااااااا استاد بشید دیگه[گل]

آنی

چرا دروغ ما 5ساله تو این محله زندگی می کنیم و فقط با همسایه رویرویی سلام علیک داریم اگه همدیگروتو کوچه ببینیم دیگه هیچکسو نمی شناسیم