برف آمد

سلام

یه نفس راحت دارم می کشم.فارغ التحصیل شدیم رفت...

چرند نوشت:

مسابقه: به بهترین جواب این سوال جوایزی هم در نظر گرفته شده.از خود راضی

و اما سوال مسابقه:

فرض کنید شما سرمایه ای در حدود 80 میلیون تومان دارید همچنین قصد خرید مسکن را هم دارید چطور از  سرمایه خود استفاده می کنید ؟

 1- خب با80  میلیون یه آپارتمان می خرم

2-با 20 میلیون یه آپارتمان مناسب رهن می کنم وبا 60 میلیون در بورس سرمایه گذاری می کنم 

 3- با 20میلیون یه آپارتمان مناسب رهن می کنم الباقی رو تو بورس به صورت سبدسهام سرمایه گذاری می کنم

  4- 20  میلیون میدم یه خونه مناسب رهن می کنم و 60 میلیونو تو کارم سرمایه گذاری می کنم

بهترین گزینه یا بهترین گزینه های خود را بگید ببینم چند مرده حلاجینمتفکر

پی نوشت:

کلا من علاقه دارم هرجا داستان قشنگی دیدم اونو تو اون یکی وبلاگم به آرشیوم اضاف کنم .چون دوست دارم یه آرشیو کاملی از داستانهای جالب و شنیدنی داشته باشم. یه داستانی هم تازگیا خونده بودم که تو اونیکی وبم گذاشتم دیدم برخی دوستانم  خوندنو براشون جالب بوده گفتم اینجا هم بذارم بقیه هم مستفیض بشننیشخند:

مدت زیادی از تولد برادر دیوید کوچولو نگذشته بود. دیوید مدام به پدر و مادرش اصرار میکرد که با نوزاد جدید تنهایش بگذارند.

خدا چه جوریه؟ من داره یادم میره!!!

پدر و مادر می‌ترسیدند دیوید هم مثل بیشتر بچه‌های چهار پنج ساله به برادرش حسودی کند و بخواهد به او آسیبی برساند. این بود که جوابشان همیشه نه بود. اما در رفتار دیوید هیچ نشانی از حسادت دیده نمی‌شد، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با او روز به روز بیشتر می‌شد؛‌ بالاخره پدر و مادرش تصمیم گرفتند موافقت کنند.

دیوید با خوشحالی به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست. اما لای در باز مانده بود و پدر و مادر کنجکاوش می‌توانستند مخفیانه نگاه کنند و بشنوند. آنها دیوید کوچولو را دیدند که آهسته به طرف برادر کوچکترش رفت. صورتش را روی صورت او گذاشت و به آرامی گفت: نی‌نی کوچولو!!! به من بگو :

خدا چه جوریه؟ من داره یادم میره!

کامنهای دوستایی که تو اون یکی وبم نظر داده بودن رو هم خودم تو این پست هم اضافه کردم ..

/ 18 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
DR Eli

آخی داستان عالیییییییییی بود منم دلم می خواد بدونم جواب اون نی نی چی بود آخه من هم دلم واسه خدا تنگ شده و داره یادم میره که چه شکلی بوده[گریه] ------------------------------------------------------- راجع به اون پول هم باید بگم که من یه آپارتمان باهاش می خرم و رهن می دمش! بعد با پولش سبد سهام می خرم! اینجوری هم اصل سرمایه ام ثابت مونده هم یه سودی کردم ریسکش هم کمتره!

جوجه مهندس

سلام... من اول بگم که کار به دیوید و داداشش ندارم...!! چون نمیخوام وارد مسائل خانوادگی بشم...![نیشخند] جواب سوالت : با 75 میلیون یه خونه 2تا کوچه پایین تر از اون خونه 80 میلیونیه میخرم. با 4 میلیون میرم یه پیکان جوانان گوجه ای میگیرم. با 1 میلیون اسپورتش میکنم و از فرداش میرم مسافرکشی میکنم.[نیشخند][گاوچران] موفق باشین.[گل]

نازنین

سلام.اول فارغ التخصیلی مبارک.شیرینی فراموش نشه.در مورد پول نظری نیمدم(اصرار نکنید فایده نداره[زبان]) به اون بچه هم باید بگم کافیه دستتو بزاری رو قلبتو بگی خدا.اونوقت که خدا خودشو بهت نشون میده

يك دانشجوي پزشكي

تبریک می گم.به کنکور ارشد چیزی نمونده![عینک]80 میلیون داریم می ریم یک خونه پیدا می کنیم اون هم خودش وام داشته باشه بعد از بانک هم وام می گیریم بعد تا آخر عمرمون همش قسط بانک می دیم تازه نوه ونتیجه هامون هم قسط می رسه![زبان] الآن از این جواب قاطع ما عصبانی نشدین که؟![نگران][زبان]

آنی

سلام وتبریک به خاطر فارغ التحصیلی ..شیرینیش کو ؟[سوال] من تو این گزینه ها گزینه 3 را انتخاب می کنم وای منم یادم رفته خدا چه جوری بود

نازنین

من رفتم کلی فکر کردم دیدم بهترین کار اینه که شما با نصفش بیا به بچه های بلاگستان شیرینی بده.نصف دیگشم شکلانت بخر(من عشق شکلاتم خوب) بعد دستتونو بزارید رو پایه خوذتون از اول شروع کنید.چطوره؟

نازنین

ولی خارج از شوخی چون تو گزینه ها شکلات ندارید من گزینه 3 رو انتخاب میکنم.ولی شیرینی فارغ التحصیلی رو باید بدید[نیشخند]

زندگی جاریست...

سلام شما هنوز متوجه نشدین که من برای خوشایند کسی حرف نمی زنم . همیشه نظرخودم رو میگم . حالا میخواد شما خوشتون بیاد یا نیاد . اصولا هرجور راحتین. در ضمن خوبه به نظرات دیگران احترام بگذاریم . از نوع سوالتون مشخص بود چه جوابی مدنظرتونه ولی همانطور که گفتم من فقط بر اساس عقایدم حرف می زنم نه خوشایند دیگران. شما هم بهتره اینجور در مورد درست یا غلط بودن نظرات دیگران حرف نزنین و کمی به نظرات بقیه احترام بگذارید. درسته سن زیادی ندارم ولی واقعیتها رو می بینم شما هم بهتره کمی با دقت به اطرافتون نگاه کنید تا شما هم ببینید.

نازنین

یعنی الان باید بیاد به منه عشقه شکلات بگید شکلات خوردید که من هوس کنم؟[نگران] حالا خارج از شوخی نوش جان.در مورد شیرینی هم با بچه ها هماهنگ میکنم خبرو میگم[زبان]

DR Eli

سعی می کنم قرار داد رو تمدید کنم یا یه مستاجر دیگه پیدا کنم!