اولین سالگرد

یک سال گذشت

سال پیش در چنین روزایی یکی از دوستای ورزشیم (مجتبی) که باهم فوتبال می رفتیم در اثر یک تصادف روحش پر کشید. روحش شاد

موقع تصادف برادر کوچیکشم کنارش بود(برادرش تو این سانحه فقط دستش شکسته بود)و بعد از اینکه تصادف اتفاق میفته و مجتبی از ماشین پرت میشه بیرون. هنوز از هوش نرفته بود و به کسایی که می خواساتن کمکش کنن ببرن بیمارستان می گفت:

من حالم خوبه ، داداشم دستش شکسته اونو زود ببرین بیمارستان. ولی  چند دقیقه بعد مجتبی خونریزی مغزی می کنه و قبل از اینکه به بیمارستان برسه فوت می کنه

روحش شاد

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
آنی

چقدر از دست دادن دوستان سخت است خدا به شما وبازماندگانش صبر بدهد کاش یک فاتحه هم این دوستتان را مهمان میکردین ما برایش می خوانیم

سمیرا

اخی چه مهربون بوده روحش شاد[گل]

زندگی جاریست...

سلام [گریه] وقتی خوندمش ناخوداگاه چشمام پر اشک شد ! چه برادر نازی بوده واقعا ! روحش شاد و قرین رحمت ابدی ![گریه]

مجتبی‌ حجت الاسلامی

سلام بیشتر از سی‌ سال پیش خونهای ملت ما درخت استقلال ، ازادی ، جمهوری اسلامی را میوه دا ر کرد ولی‌ متاسفانه رهبران ما غصهٔ پول چینی‌ ها و معاملات با اینها را میخورند و یا اینکه غصهٔ. این فلسطینیها و یا بدتر از همه حزب الهی ها را میخورند . هرکس ریش داره با یک اسلحه ادعای اسلامی بودن میکنه . من هزار با ر برای جمهوری اسلامی حقیقی‌ جان میدهم ولی‌ حاضر نیستم یک قطره خون برای این اسلام خراب کنها بدهم . امیدوارم این رهبران ما در روز سال گرد انقلاب فریاد االله و اکبر های مردم را دلیل بر اغتشاشگری تعبیر نکنند همین الله و اکبر های مردم بود که رهبران ما را بر کار گزا شت . بنده سی‌ سال پیش در مدرسهٔ طلاب قم درس خواندم و دو سال و نیم زندان شاه بودم . الله و اکبر